وبلاگ قرآن کریم(ترجمه و تفسیر)

کلّا انه تذکرة فمن شاء ذكره:53و54مدثر/شامل ترجمه و تفسیر قرآن کریم

تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم از تفسیر نمونه

تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم

میان همه مردم جهان رسم است که هر کار مهم و پر ارزشی را به نام بزرگی از بزرگان آغاز می‏کنند، و نخستین کلنگ هر مؤسسه ارزنده‏ای را به نام کسی که مورد علاقه آنها است بر زمین می‏زنند، یعنی آن کار را با آن شخصیت مورد نظر از آغاز ارتباط می‏دهند.

ولی آیا بهتر نیست که برای پاینده بودن یک برنامه و جاوید ماندن یک تشکیلات، آن را به موجود پایدار و جاویدانی ارتباط دهیم که فنا در ذات او راه ندارد، چرا که همه موجودات این جهان به سوی کهنگی و زوال می‏روند، تنها چیزی باقی می‏ماند که با آن ذات لا یزال بستگی دارد.

اگر نامی از پیامبران و انبیاء باقی است به علت پیوندشان با خدا و عدالت و حقیقت است که کهنگی در آن راه ندارد، و اگر فی المثل اسمی از حاتم بر سر زبانها است به خاطر همبستگیش با سخاوت است که زوال‏ناپذیر است.

از میان تمام موجودات آنکه ازلی و ابدی است تنها ذات پاک خدا است و به همین دلیل باید همه چیز و هر کار را با نام او آغاز کرد و در سایه او قرار داد و از او استمداد نمود لذا در نخستین آیه قرآن می‏گوئیم بنام خداوند بخشنده بخشایشگر (بسم الله الرحمن الرحیم).

این کار نباید تنها از نظر اسم و صورت باشد، بلکه باید از نظر واقعیت و معنی با او پیوند داشته باشد، چرا که این ارتباط آنرا در مسیر صحیح قرار می‏دهد و از هر گونه انحراف باز می‏دارد و به همین دلیل چنین کاری حتما به پایان می‏رسد و پر برکت است.

به همین دلیل در حدیث معروفی از پیامبر (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) می‏خوانیم: کل امر ذی بال لم یذکر فیه اسم الله فهو ابتر: هر کار مهمی که بدون نام خدا شروع شود بی‏فرجام است.

امیر مؤمنان علی (علیه‏السلام‏) پس از نقل این حدیث اضافه می‏کند ...

بقیه در ادامه ی مطلب...


ادامه ی مطلب...

انسان هر کاری را می‏خواهد انجام دهد باید بسم الله بگوید یعنی با نام خدا این عمل را شروع می‏کنم، و هر عملی که با نام خدا شروع شود خجسته و مبارک است.

و نیز می‏بینیم امام باقر (علیه‏السلام‏) می‏فرماید: سزاوار است هنگامی که کاری را شروع می‏کنیم، چه بزرگ باشد چه کوچک، بسم الله بگوئیم تا پر برکت و میمون باشد.

کوتاه سخن اینکه پایداری و بقاء عمل بسته به ارتباطی است که با خدا دارد.

به همین مناسبت خداوند بزرگ در نخستین آیات که به پیامبر وحی شد دستور می‏دهد که در آغاز شروع تبلیغ اسلام این وظیفه خطیر را با نام خدا شروع کند: اقرء باسم ربک.

و می‏بینیم حضرت نوح (علیه‏السلام‏) در آن طوفان سخت و عجیب هنگام سوار شدن بر کشتی و حرکت روی امواج کوه پیکر آب که هر لحظه با خطرات فراوانی روبرو بود برای رسیدن به سر منزل مقصود و پیروزی بر مشکلات به یاران خود دستور می‏دهد که در هنگام حرکت و در موقع توقف کشتی بسم الله بگویند (و قال ارکبوا فیها بسم الله مجراها و مرسیها) (سوره هود آیه 41).

و آنها این سفر پر مخاطره را سرانجام با موفقیت و پیروزی پشت سر گذاشتند و با سلامت و برکت از کشتی پیاده شدند چنانکه قرآن می‏گوید: قیل یا نوح اهبط بسلام منا و برکات علیک و علی امم ممن معک (سوره هود آیه 48).

و نیز سلیمان در نامه‏ای که به ملکه سبا می‏نویسد سر آغاز آن را بسم الله قرار می‏دهد (انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم. . . ) (سوره نحل آیه 30).

و باز روی همین اصل، تمام سوره‏های قرآن - با بسم الله آغاز می‏شود تا هدف اصلی که همان هدایت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقیت و پیروزی و بدون شکست انجام شود.

تنها سوره توبه است که بسم الله در آغاز آن نمی‏بینیم چرا که سوره توبه با اعلان جنگ به جنایتکاران مکه و پیمان‏شکنان آغاز شده، و اعلام جنگ با توصیف خداوند به رحمان و رحیم سازگار نیست.

در اینجا توجه به یک نکته لازم است و آن اینکه ما در همه جا بسم الله می‏گوئیم چرا نمی‏گوئیم بسم الخالق یا بسم الرازق و مانند آن؟! نکته این است که الله چنانکه به زودی خواهیم گفت، جامعترین نامهای خدا است و همه صفات او را یکجا بازگو می‏کند، اما نامهای دیگر اشاره به بخشی از کمالات او است، مانند خالقیت و رحمت او و مانند آن.

از آنچه گفتیم این حقیقت نیز روشن شد که گفتن بسم الله در آغاز هر کار هم به معنی استعانت جستن به نام خدا است، و هم شروع کردن به نام او و این دو یعنی استعانت و شروع که مفسران بزرگ ما گاهی آن را از هم تفکیک کرده‏اند و هر کدام یکی از آن دو را در تقدیر گرفته‏اند به یک ریشه باز می‏گردد، خلاصه این دو لازم و ملزوم یکدیگرند یعنی هم با نام او شروع می‏کنم و هم از ذات پاکش استمداد می‏طلبم.

به هر حال هنگامی که کارها را با تکیه بر قدرت خداوند آغاز می‏کنیم خداوندی که قدرتش مافوق همه قدرتها است، سبب می‏شود که از نظر روانی نیرو و توان بیشتری در خود احساس کنیم، مطمئنتر باشیم، بیشتر کوشش کنیم، از عظمت مشکلات نهراسیم و مایوس نشویم، و ضمنا نیت و عملمان را پاکتر و خالصتر کنیم.

و این است رمز دیگر پیروزی به هنگام شروع کارها به نام خدا.

گر چه هر قدر در تفسیر این آیه سخن بگوئیم کم گفته‏ایم چرا که معروف است علی (علیه‏السلام‏) از سر شب تا به صبح برای ابن عباس از تفسیر بسم الله سخن می‏گفت، صبح شد در حالی که از تفسیر با بسم الله فراتر نرفته بود ولی با حدیثی از همان حضرت این بحث را همینجا پایان می‏دهیم، و در بحثهای آینده مسائل دیگری در این رابطه خواهیم داشت.

عبد الله بن یحیی که از دوستان امیر مؤمنان علی (علیه‏السلام‏) بود به خدمتش آمد و بدون گفتن بسم الله بر تختی که در آنجا بود نشست، ناگهان بدنش منحرف شد و بر زمین افتاد و سرش شکست، علی (علیه‏السلام‏) دست بر سر او کشید و زخم او التیام یافت بعد فرمود: آیا نمی‏دانی که پیامبر از سوی خدا برای من حدیث کرد که هر کار بدون نام خدا شروع شود بی سرانجام خواهد بود، گفتم پدر و مادرم به فدایت باد می‏دانم و بعد از این ترک نمی‏گویم، فرمود: در این حال بهره‏مند و سعادتمند خواهی شد.

امام صادق (علیه‏السلام‏) هنگام نقل این حدیث فرمود: بسیار می‏شود که بعضی از شیعیان ما بسم الله را در آغاز کارشان ترک می‏گویند و خداوند آنها را با ناراحتی مواجه می‏سازد تا بیدار شوند و ضمنا این خطا از نامه اعمالشان شسته شود (1).

نکته‏ها:

1. آیا بسم الله جزء سوره است؟!

در میان دانشمندان و علماء شیعه اختلافی در این مساله نیست، که بسم الله جزء سوره حمد و همه سوره‏های قرآن است، اصولا ثبت بسم الله در متن قرآن مجید در آغاز همه سوره‏ها، خود گواه زنده این امر است، زیرا می‏دانیم در متن قرآن چیزی اضافه نوشته نشده است، و ذکر بسم الله در آغاز سوره‏ها از زمان پیامبر (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) تاکنون معمول بوده است.

و اما از نظر دانشمندان اهل تسنن، نویسنده تفسیر المنار جمع‏آوری جامعی از اقوال آنها به شرح زیر کرده است: در میان علما گفتگو است که آیا بسم الله در آغاز هر سوره‏ای جزء سوره است یا نه؟ دانشمندان پیشین از اهل مکه اعم از فقهاء و قاریان قرآن از جمله ابن کثیر و اهل کوفه از جمله عاصم و کسائی از قراء، و بعضی از صحابه و تابعین از اهل مدینه، و همچنین شافعی در کتاب جدید، و پیروان او و ثوری و احمد در یکی از دو قولش معتقدند که جزء سوره است، همچنین علمای امامیه و از صحابه - طبق گفته آنان علی (علیه‏السلام‏) و ابن عباس و عبد الله بن عمر و ابو هریره، و از علمای تابعین سعید بن جبیر و عطا و زهری و ابن المبارک این عقیده را برگزیده‏اند.

سپس اضافه می‏کند مهمترین دلیل آنها اتفاق همه صحابه و کسانی که بعد از آنها روی کار آمدند بر ذکر بسم الله در قرآن در آغاز هر سوره‏ای - جز سوره برائت - است، در حالی که آنها متفقا توصیه می‏کردند که قرآن را از آنچه جزء قرآن نیست پیراسته دارند، و به همین دلیل آمین را در آخر سوره فاتحه ذکر نکرده‏اند. . . سپس از مالک و پیروان ابو حنیفه و بعضی دیگر نقل می‏کند که آنها بسم الله را یک آیه مستقل می‏دانستند که برای بیان آغاز سوره‏ها و فاصله میان آنها نازل شده است.

و از احمد (فقیه معروف اهل تسنن) و بعضی از قاریان کوفه نقل می‏کند که آنها بسم الله را جزء سوره حمد می‏دانستند نه جزء سایر سوره‏ها.

از مجموع آنچه گفته شده چنین استفاده می‏شود که حتی اکثریت قاطع اهل تسنن نیز بسم الله را جزء سوره می‏دانند.

در اینجا بعضی از روایاتی را که از طرق شیعه و اهل تسنن در این زمینه نقل شده یادآور می‏شویم: (و اعتراف می‏کنیم که ذکر همه آنها از حوصله این بحث خارج، و متناسب با یک بحث فقهی تمام عیار است. )

معاویة بن عمار از دوستان امام صادق (علیه‏السلام‏) می‏گوید از امام پرسیدم هنگامی که به نماز بر می‏خیزم بسم الله را در آغاز حمد بخوانم؟ فرمود بلی مجددا سؤال کردم هنگامی که حمد تمام شد و سوره‏ای بعد از آن می‏خوانم بسم الله را با آن بخوانم؟ باز فرمود آری:

2. دارقطنی از علمای سنت به سند صحیح از علی (علیه‏السلام‏) نقل می‏کند که مردی از آن حضرت پرسید السبع المثانی چیست؟ فرمود: سوره حمد است، عرض کرد: سوره حمد شش آیه است فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم نیز آیه‏ای از آن است.

3. بیهقی محدث مشهور اهل سنت با سند صحیح از طریق ابن جبیر از ابن عباس چنین نقل می‏کند: استرق الشیطان من الناس، اعظم آیة من القرآن بسم الله الرحمن الرحیم: مردم شیطان صفت، بزرگترین آیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم را سرقت کردند (اشاره به اینکه در آغاز سوره‏ها آن را نمی‏خوانند).

گذشته از همه اینها سیره مسلمین همواره بر این بوده که هنگام تلاوت قرآن بسم الله را در آغاز هر سوره‏ای می‏خواندند، و متواترا نیز ثابت شده که پیامبر (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) آن را نیز تلاوت می‏فرمود، چگونه ممکن است چیزی جزء قرآن نباشد و پیامبر و مسلمانان همواره آن را ضمن قرآن بخوانند و بر آن مداومت کنند.

و اما اینکه بعضی احتمال داده‏اند که بسم الله آیه مستقلی باشد که جزء قرآن است اما جزء سوره‏ها نیست، احتمال بسیار سست و ضعیفی به نظر می‏رسد، زیرا مفهوم و محتوای بسم الله نشان می‏دهد که برای ابتدا و آغاز کاری است، نه اینکه خود یک مفهوم و معنی جدا و مستقل داشته باشد، در حقیقت این جمود و تعصب شدید است که ما بخواهیم برای ایستادن روی حرف خود هر احتمالی را مطرح کنیم و آیه‏ای همچون بسم الله را که مضمونش فریاد می‏زند سر آغازی است برای بحثهای بعد از آن، آیه مستقل و بریده از ما قبل بعد بپنداریم.

تنها ایراد قابل ملاحظه‏ای که مخالفان در این رابطه دارند این است که می‏گویند در شمارش آیات سوره‏های قرآن (بجز سوره حمد) معمولا بسم الله را یک آیه حساب نمی‏کنند، بلکه آیه نخست را بعد از آن قرار می‏دهند.

پاسخ این سؤال را فخر رازی در تفسیر کبیر به روشنی داده است آنجا که می‏گوید: هیچ مانعی ندارد که بسم الله در سوره حمد به تنهائی یک آیه باشد و در سوره‏های دیگر قرآن جزئی از آیه اول محسوب گردد.

(بنابر این مثلا در سوره کوثر بسم الله الرحمن الرحیم انا اعطیناک الکوثر همه یک آیه محسوب می‏شود).

به هر حال مساله آنقدر روشن است که می‏گویند: یک روز معاویه در دوران حکومتش در نماز جماعت بسم الله را نگفت، بعد از نماز جمعی از مهاجران و انصار فریاد زدند أسرقت ام نسیت؟: آیا بسم الله را دزدیدی یا فراموش کردی؟.

2. الله جامعترین نام خداوند.

در جمله بسم الله نخست با کلمه اسم روبرو می‏شویم که به گفته علمای ادبیات عرب اصل آن از سمو (بر وزن غلو) گرفته شده که به معنی بلندی و ارتفاع است، و اینکه به هر نامی اسم گفته می‏شود به خاطر آنست که مفهوم آن بعد از نامگذاری از مرحله خفا و پنهانی به مرحله بروز و ظهور و ارتفاع می‏رسد، و یا به خاطر آنست که لفظ با نامگذاری، معنی پیدا می‏کند و از مهمل و بی معنی بودن در می‏آید و علو و ارتفاع می‏یابد.

به هر حال بعد از کلمه اسم، به کلمه الله برخورد می‏کنیم که جامعترین نامهای خدا است، زیرا بررسی نامهای خدا که در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامی آمده نشان می‏دهد که هر کدام از آن یک بخش خاص از صفات خدا را منعکس می‏سازد، تنها نامی که اشاره به تمام صفات و کمالات الهی، یا به تعبیر دیگر جامع صفات جلال و جمال است همان الله می‏باشد.

به همین دلیل اسماء دیگر خداوند غالبا به عنوان صفت برای کلمه الله گفته می‏شود به عنوان نمونه: غفور و رحیم که به جنبه آمرزش خداوند اشاره می‏کند (فان الله غفور رحیم - بقره - 226).

سمیع اشاره به آگاهی او از مسموعات، و علیم اشاره به آگاهی او از همه چیز است (فان الله سمیع علیم - بقره - 227).

بصیر، علم او را به همه دیدنیها بازگو می‏کند (و الله بصیر بما تعملون حجرات - 18).

رزاق، به جنبه روزی دادن او به همه موجودات اشاره می‏کند و ذو القوه به قدرت او، و مبین به استواری افعال و برنامه‏های او (ان الله هو الرزاق ذو القوة المتین - زاریات - 58).

و بالاخره خالق و بارء اشاره به آفرینش او و مصور حاکی از صورتگریش می‏باشد (هو الله الخالق الباری المصور له الاسماء الحسنی حشر - 24).

آری تنها الله است که جامعترین نام خدا می‏باشد، لذا ملاحظه می‏کنیم در یک آیه بسیاری از این اسماء، وصف الله قرار می‏گیرند هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر: او است الله که معبودی جز وی نیست، او است حاکم مطلق، منزه از ناپاکیها، از هر گونه ظلم و بیدادگری، ایمنی بخش، نگاهبان همه چیز، توانا و شکست ناپذیر، قاهر بر همه موجودات و با عظمت.

یکی از شواهد روش جامعیت این نام آنست که ابراز ایمان و توحید تنها با جمله لا اله الا الله می‏توان کرد، و جمله لا اله الا العلیم، الا الخالق، الا الرازق و مانند آن به تنهائی دلیل بر توحید و اسلام نیست، و نیز به همین جهت است که در مذاهب دیگر هنگامی که می‏خواهند به معبود مسلمین اشاره کنند الله را ذکر می‏کنند، زیرا توصیف خداوند به الله مخصوص مسلمانان است.

3. رحمت عام و خاص خدا.

مشهور در میان گروهی از مفسران این است که صفت رحمان، اشاره به رحمت عام خدا است که شامل دوست و دشمن، مؤمن و کافر و نیکوکار و بدکار می‏باشد، زیرا می‏دانیم باران رحمت بی‏حسابش همه را رسیده، و خوان نعمت بی‏دریغش همه جا کشیده همه بندگان از مواهب گوناگون حیات بهره‏مندند، و روزی خویش را از سفره گسترده نعمتهای بی‏پایانش بر می‏گیرند، این همان رحمت عام او است که پهنه هستی را در بر گرفته و همگان در دریای آن غوطه‏ورند.

ولی رحیم اشاره به رحمت خاص پروردگار است که ویژه بندگان مطیع و صالح و فرمانبردار است، زیرا آنها به حکم ایمان و عمل صالح، شایستگی این را یافته‏اند که از رحمت و بخشش و احسان خاصی که آلودگان و تبهکاران از آن سهمی ندارند، بهره‏مند گردند.

تنها چیزی که ممکن است اشاره به این مطلب باشد آنست که رحمان در همه جا در قرآن به صورت مطلق آمده است که نشانه عمومیت آنست، در حالی که رحیم گاهی به صورت مقید ذکر شده که دلیل بر خصوصیت آن است مانند و کان بالمؤمنین رحیما: خداوند نسبت به مؤمنان رحیم است (احزاب - 43) و گاه به صورت مطلق مانند سوره حمد.

در روایتی نیز از امام صادق (علیه‏السلام‏) می‏خوانیم که فرمود: و الله اله کل شیی‏ء، الرحمان بجمیع خلقه، الرحیم بالمؤمنین خاصة: خداوند معبود همه چیز است، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان، و نسبت به خصوص مؤمنان رحیم است از سوئی دیگر رحمان را صیغه مبالغه دانسته‏اند که خود دلیل دیگری بر عمومیت رحمت او است، و رحیم را صفت مشبهه که نشانه ثبات و دوام است و این ویژه مؤمنان می‏باشد.

شاهد دیگر اینکه رحمان از اسماء مختص خداوند است و در مورد غیر او به کار نمی‏رود، در حالی که رحیم صفتی است که هم در مورد خدا و هم در مورد بندگان استعمال می‏شود، چنانکه درباره پیامبر (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) در قرآن می‏خوانیم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم: ناراحتیهای شما بر پیامبر گران است، و نسبت به هدایت شما سخت علاقمند است، و نسبت به مؤمنان مهربان و رحیم می‏باشد (توبه - 128).

لذا در حدیث دیگری از امام صادق (علیه‏السلام‏) نقل شده: الرحمان اسم خاص، بصفة عامة، و الرحیم اسم عام بصفة خاصة: رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد (نامی است مخصوص خدا ولی مفهوم رحمتش همگانرا در بر می‏گیرد) ولی رحیم اسم عام است به صفت خاص (نامی است که بر خدا و خلق هر دو گفته می‏شود اما اشاره به رحمت ویژه مؤمنان دارد).

با این همه گاه می‏بینیم که رحیم نیز به صورت یک وصف عام استعمال می‏شود البته هیچ مانعی ندارد که تفاوتی که گفته شد در ریشه این دو لغت باشد، اما استثناهائی نیز در آن راه یابد.

در دعای بسیار ارزنده و معروف امام حسین (علیه‏السلام‏) بنام دعای عرفه می‏خوانیم: یا رحمان الدنیا و الاخرة و رحیمهما: ای خدائی که رحمان دنیا و آخرت توئی و رحیم دنیا و آخرت نیز توئی!

سخن خود را در این بحث با حدیث پر معنی و گویائی از پیامبر اکرم (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) پایان می‏دهیم آنجا که فرمود: ان الله عز و جل ماة رحمة، و انه انزل منها واحدة الی الارض فقسمها بین خلقه بها یتعاطفون و یتراحمون، و اخر تسع و تسعین لنفسه یرحم بها عباده یوم القیامة!: خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد که یکی از آن را به زمین نازل کرده است، و در میان مخلوقاتش تقسیم نموده و تمام عاطفه و محبتی که در میان مردم است از پرتو همان است، ولی نود و نه قسمت را برای خود نگاه داشته و در قیامت بندگانش را مشمول آن میسازد.

4. چرا صفات دیگر خدا در بسم الله نیامده است؟!

این موضوع قابل توجه است که تمام سوره‏های قرآن با بسم الله شروع می‏شود (بجز سوره برائت آن هم به دلیلی که سابقا گفتیم) و در بسم الله پس از نام ویژه الله تنها روی صفت رحمانیت و رحیمیت او تکیه می‏شود، و این سؤال‏انگیز است که چرا سخنی از بقیه صفات در این موضع حساس به میان نیامده؟ اما با توجه به یک نکته، پاسخ این سؤال روشن می‏شود و آن اینکه در آغاز هر کار لازم است از صفتی استمداد کنیم که آثارش بر سراسر جهان پرتوافکن است، همه موجودات را فرا گرفته و گرفتاران را در لحظات بحرانی نجات بخشیده است.

بهتر است این حقیقت را از زبان قرآن بشنوید آنجا که می‏گوید: و رحمتی وسعت کل شیی‏ء: رحمت من همه چیز را فرا گرفته است (اعراف - 156).

و در جای دیگر از زبان حاملان عرش خدا می‏خوانیم ربنا وسعت کل شیی‏ء رحمة: خدایا رحمت خود را بر همه چیز گسترده‏ای (مؤمن - 7).

از سوی دیگر می‏بینیم پیامبران برای نجات خود از چنگال حوادث سخت و طاقت‏فرسا و دشمنان خطرناک، دست به دامن رحمت خدا می‏زدند: قوم موسی برای نجات از چنگال فرعونیان می‏گویند و نجنا برحمتک: خدایا ما را به رحمت خود رهائی بخش (یونس - 86).

در مورد هود و پیروانش چنین می‏خوانم: فانجیناه و الذین معه برحمة منا: هود و پیروانش را به وسیله رحمت خویش (از چنگال دشمنان) رهائی بخشیدیم (اعراف - 72).

اصولا هنگامی که حاجتی از خدا می‏طلبیم مناسب است او را با صفاتی که پیوند با آن حاجت دارد توصیف کنیم، مثلا عیسی مسیح (علیه‏السلام‏) به هنگام درخواست مائده آسمانی (غذای مخصوص) چنین می‏گوید: اللهم ربنا انزل علینا مائدة من السماء. . . و ارزقنا و انت خیر الرازقین: بار الها مائده‏ای از آسمان بر ما نازل گردان. . . و ما را روزی ده و تو بهترین روزی دهندگانی (مائده - 114).

نوح پیامبر بزرگ خدا نیز این درس را به ما می‏آموزد، آنجا که برای پیاده شدن از کشتی در یک جایگاه مناسب، چنین دعا کند رب انزلنی منزلا مبارکا و انت خیر المنزلین: پروردگارا! مرا به طرز مبارکی فرود آر که تو بهترین فرود آورندگانی (مؤمنون - 29).

و نیز زکریا به هنگام درخواست فرزندی از خدا که جانشین و وارث او باشد خدا را با صفت خیر الوارثین توصیف می‏کند و می‏گوید رب لا تذرنی فردا و انت خیر الوارثین: خداوندا! مرا تنها مگذار که تو بهترین وارثانی (انبیاء - 89).

بنابر این در مورد آغاز کارها به هنگامی که می‏خواهیم با نام خداوند شروع کنیم باید دست به دامن رحمت واسعه او بزنیم، هم رحمت عام و هم رحمت خاصش آیا برای پیشرفت در کارها و پیروزی بر مشکلات، صفتی مناسبتر از این صفات می‏باشد؟!

جالب اینکه نیروئی که همچون نیروی جاذبه، جنبه عمومی دارد و دلها را به هم پیوند می‏دهد همین صفت رحمت است، برای پیوند خلق با خالق نیز از این صفت رحمت باید استفاده کرد.

مؤمنان راستین با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در آغاز کارها دل از همه جا بر می‏کنند و تنها به خدا دل می‏بندند، و از او استمداد و یاری می‏طلبند، خداوندی که رحمتش فراگیر است، و هیچ موجودی از آن، بی‏نصیب نیست.

این درس را نیز از بسم الله به خوبی می‏توان آموخت که اساس کار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائی دارد که تا عوامل قاطعی برای آن پیدا نشود تحقق نخواهد یافت، چنانکه در دعا می‏خوانیم یا من سبقت رحمته غضبه: ای خدائی که رحمتت بر غضبت پیشی گرفته است.

انسانها نیز باید در برنامه زندگی چنین باشند، اساس و پایه کار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را برای مواقع ضرورت بگذارند، قرآن 114 سوره دارد، 113 سوره با رحمت آغاز می‏شود، تنها سوره توبه که با اعلان جنگ و خشونت آغاز می‏شود و بدون بسم الله است!

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

برگرفته از نرم افزار قرآنی سلیم

التماس دعا

  
نویسنده : محمد حسینی(مستعار) ; ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢